آمارگیر وبلاگ

فلسفه خلقت امام زمان (عج)

 

 

فلسفه خلقت امام زمان و دیگر امامان یکی است و تفاوت خاصی ندارد . و همه آن بزرگواران برای رهبری و هدایت دینی مردم در جهت برترین خیر و سعادت دنیا و آخرت برگزیده شده اند که یکی از آنها برقراری عدالت در مناسبات انسانی است لکن بسیاری از انسانها مانع تحقق اهداف والای آنان بوده ،یا همیاری لازم در این زمینه را نداشته اند. از طرف دیگر اراده الهی بر این تعلق گرفته است که مسیر عدالت و سعادت با آگاهی و اراده انسانها صورت پذیرد و در این زمینه از هیچ گونه هدایت و دستگیر ی انسانها فرو گذار نکرده است ، بنا براین یکى از عوامل مهم غیبت امام مهدى(عج) و طولانی شدن آن سستى و فتور مردم در یارى امام علیه السلام است ؛ چنان که امامان پیشین از این ناحیه آسیب هاى فراوانى دیدند و مرارت ها کشیدند. نتیجه این معصیت و نافرمانى بزرگ مردم، کشته شدن و شهادت همه آنان و از دست دادن حکومت عدل آنان بوده است! بر این اساس علت غیبت امام مهدى(عج) بیشتر از ناحیه خود مردم بوده است ؛ خواجه نصیر الدین طوسى مى گوید : «وجوده لطفٌ و تصرّفه لطف آخر وعدمه منّا»(۹) «وجود امام، لطف است (از سوى خدا) و تصرّف او (در امور) لطفى دیگر است و غیبت او، مربوط به خود ما است» ؛ یعنى، عدم حضور امام و غیبت او از ناحیه خود ما و مشکلات و موانعى است که ما به وجود آورده ایم. و اینجا نکته ای اساسی است که قسمتی از پاسخ در آن نهفته است ، مقتضای اولی عدل الهی این است که هماره حجت الهی در بین مردمان حضور داشته و در هر حال در دسترس مردم بوده و از دریای لطف امام بهره مند گردند.و آن حضرت نیز بر مبنای عدل و داد در بین مردم حکومت نموده و عدالت گستری را وجهه همت خویش قرار دهند و تمامی آحاد بشریت از این نعمت الهی بهره مند گردند و هیچ کس بی نصیب نباشد. ولی دریغ و درد که در اثر ظلم ظالمان و تعدی به جان امام زمان و قصد کشتن حضرت ، چاره ای جز غیبت ، در بین نماند تا زمانی که اراده الهی به ظهور ضرت تعلق گیرد . و به ناچار مو منان و دلسوختگان حضرتش بایستی در فراقش بسوزند که البته این فراغ نیز بر اساس مصالحی است که به آنها اشاره خواهد شد.
و از دیگر سو عدالت گستری حضرتش متوقف بر شرائطی خاص است که جز خدا کسی از آن اطلاع ندارد.و تا آن شرائط محقق نشود عدالت گستر ظهور نمی کند. و بالاخره مدت غیبت هر مقدار که باشد و در هر برهه ای که به وقوع بپیوندد خواه و ناخواه عده ای از این نعمت محروم هستند.و این امر تبعیضی است که هیچ ارتباطی به خداوند نداشته و علت آن مستند به خود انسانها است .البته ما قائل به «رجعت» می باشیم که در اصطلاح عبارت است از این که خداوندمتعال به هنگام ظهور حضرت مهدی (عج ) گروهی از شیعیان را که پیش از قیام آن حضرت از دنیا رفته اند, به دنیا باز می گرداند تا آنان به یاوری و همراهی و درک حکومت آن وجود مقدس نائل آیند و نیز خداوند برخی از دشمنان حضرتش را زنده می کند تا از آنان گوشه ای از انتقام ها گرفته شود و آنان نیز از دیدن پیروزی حق و ظهور حضرت مهدی (عج) اندوهگین گردند. که بر این مساله قرآن و سنت دلالت دارند.
فلسفه غیبت
بعد از پاسخ به قسمتی از پرسش به بررسی فلسفه غیبت میپردازیم. طبق باور ما، خداوند متعال هیچ کارى را جز بر اساس حکمت و مصلحت، انجام نمى دهد، خواه ما آن حکمت ها را بشناسیم یا نه. غیبت امام مهدى(عج) یکى از پدیده هایى است که با اراده و تدبیر او رخ داده است ؛ پس حتما داراى حکمت و مصلحتى مهم و قابل توجه است که حتى اگر ندانیم، به آن باور داریم. و بر اساس روایت این امر، سرّى از اسرار و حکمت هاى الهى است که جز در زمان حضور، آشکار نخواهد شد.
عبد الله بن فضل هاشمى مى گوید : از امام صادق علیه السلام شنیدم که مى فرمود : «صاحب الامر، غیبتى دارد که ناگزیر اتفاق مى افتد و ناراستان و طرفداران باطل به شک مى افتند». عرض کردم : «فدایت شوم چرا چنین مى شود؟» فرمود : «به خاطر چیزى که ما اجازه نداریم، آن را براى شما بازگو کنیم». عرض کردم : «حکمت و فایده این غیبت چیست؟» فرمود : «حکمت غیبت او، همان حکمت غیبت آن عده از حجت هاى خداوند است که قبلاً از آنها یاد شده است، حکمت این غیبت نیز تا بعد از ظهور آن حضرت، بر مردم معلوم نخواهد شد ؛ همان طور که حکمت کارهایى که خضر انجام داد، تا قبل از جدا شدنش از حضرت موسى، معلوم نشد. اى پسر فضل! این امرى الهى است و سرّ آن و جهات پنهانى آن نیز، الهى و به خدا مربوط است و هنگامى که ما مى دانیم خداوند عزّوجل حکیم است، قبول و اعتراف مى کنیم که تمام کارهایش عین حکمت و درستى است ؛ هر چند که علت و چرایى آن کارها، براى ما روشن نشده باشد»(۱).
بر اساس این حدیث، علّت و حکمت اصلى «غیبت»، براى ما معلوم نیست و پس از ظهور مهدى(عج) آشکار مى گردد ؛ ولى در روایات متعدد دیگر اهدافی که خداوند با غیبت حجت خود در نظر داشته است بیان شده است:
۱- آزمون و امتحان مردم: یکى از حکمت الهى در مسئله «غیبت حجت»، امتحان و آزمایش انسان ها به خصوص مؤمنان است ؛ یعنى، امتحان و آزمایش گروهى که ایمان محکمى ندارند تا باطنشان ظاهر شود. کسانى هم که ایمان در اعماق دل آنان ریشه دوانده، به واسطه انتظار و صبر بر شداید و ایمان به غیب، ارزش و قدرشان معلوم مى گردد و به درجه ای از ثواب نایل مى آیند.
زراره بن اعین مى گوید : از امام صادق علیه السلام شنیدم که مى فرمود : «قائم قبل از قیامش غیبتى دارد ؛ گفتم : چرا؟ فرمود : مى ترسد... (تا آنجا که فرمود) «... و هو المنتظر غیر انَّ اللهِ یُحبّ ان یمتحن الشیعه، فعند ذلک یرتاب المبطلون»(۲) «او منتظر است ؛ اما خداوند دوست دارد شیعه را آزمایش کند ؛ آنگاه معتقدان و طرفداران باطل به شک مى افتند».
جابر گوید : به امام باقرعلیه السلام عرض کردم، فَرَج شما چه هنگام خواهد بود؟ فرمود : «هیهات! هیهات! : لایکونُ فَرَجُنا حتّى تُغَربلوا ثُمَّ تُغَربلوا حتى یذهب الکیدر و یبقى الصفو»(۳)، «دور است، دور است ؛ فرج ما پیش نخواهد آمد تا اینکه غربال شوید، باز غربال شوید... تا اینکه ناخالصى از بین برود و صافى باقى بماند.
بر این اساس آزمایش مردم از دو جهت صورت مى گیرد : الف. چون زمان غیبت بسیار طولانى مى شود، بیشتر مردم در شک و تردید مى افتند و برخى در اصل ولادت و بعضى نیز در بقاى آن حضرت شک مى کنند. ب. شدت ها و پیشامدهاى ناگوار، باعث مى شود که حفظ ایمان و استقامت در راه دین بسیار دشوار گردد و ایمان افراد در مخاطرات سخت واقع شودو ایمان افراد و میزان مقاومت آنان سنجیده شود.(۴) پس اگر کسى اعتقاد خود را به امام علیه السلام از دست ندهد و یا در مشکلات و سختى ها استقامت داشته و مؤمن باشد، از این امتحان سربلند بیرون مى آید. امام صادق علیه السلام نیز فرموده است : «... لابُدّ للناس ان یمحصّوا، و یمیّزوا و یغربلوا و یخرج الغربال خلق کثیر»(۵) «مردم باید خالص و پاک شوند و از هم تمییر داده شده و غربال شوند و مردم بسیارى از این غربال خارج می شوند».
۲- اتمام حجّت با غیبت طولانى ولىّ الهى: همه گروه ها، افراد، اندیشه ها و نظام ها، امکان حکومت بر مردم و مدیریت جامعه را پیدا کرده و ضعف و ناتوانى خود را در اداره جامعه و رفع مشکلات و گسترش عدالت بروز مى دهند. این در حالى است که حکومت و ولایت بر مردم، شایسته و بایسته اولیاى الهى - به خصوص دوازده امام معصوم - است و خداوند مى خواهد بدین ترتیب با مردم اتمام حجت کند و توجّه و خواست آنان را به حکومت معصومان جلب نماید.
امام صادق علیه السلام در این زمینه مى فرماید : «ما یکون هذا الامر حتّى لا یبقى صنفٌ من النّاس الا و قد ولّوا على الناس حتى لا یقول قائلٌ : اِنّا لو وَلَّینا، لَعَدَ لنا ؛ ثمّ یقومُ القائم بالحقّ و العدل»(۶) «ظهور تحقق نمى یابد تا اینکه گروهى نماند مگر اینکه بر مردم حکومت باشد تا کسى نگوید : اگر ما حکومت داشتیم ؛ عدالت را (مى گستراندیم) آنگاه قائم به حق و عدل قیام مى کند».
۳- حفظ امام(عج) و هدایت بخشى مداوم: امامان واسطه فیض الهى و منبع هدایت و راهنمایى مردم هستند. خداوند به منظور استمرار هدایت مردم - وقتى آنان در برهه اى از زمان نعمت بى نظیر الهى (امام معصوم) را فراموش مى کنندو حتی برخی از کوردلان در صدد آسیب رساندن به امام بر می آیند. - طبق مصلحت وجود او را در پس پرده غیبت قرار مى دهد تا علاوه بر حفظ نظام عالم، نزول فیض و رحمت حق، از طریق او به بندگان ادامه یابد و طریق هدایت و رستگارى بر روى مردم باز باشد. به نظر مى رسد با توجّه به وجود مشکلات زیاد فراروى امام، غیبت، بهترین وسیله این هدایت بخشى باشد. امیر مؤمنان علیه السلام فرموده است : «لا تخلوا ارضُ من قائم للهِ بِحُجَّة اَمّا ظاهراً مشهوراً و اِمّا خائِفاً مغموراً لئلّا تبطُلَ حُجَجُ اللهِ و بیّناته...»(۷) «زمین هیچ گاه از حجت الهى خالى نیست که براى خدا با برهان روشن قیام کند یا آشکار و شناخته شده و یا بیمناک و پنهان ؛ تا حجت خدا باطل نشود و نشانه هایش از میان نرود (دلیل هاى روشن هدایت از بین نروند).
۴- به وجود آمدن حس قدرشناسى: یکى از حکمت ها و اسرار غیبت ، توجه بیشتر مردم، به قدر و منزلت آن موعود امت ها است. پس از آن همه قدرناشناسى که نسبت به پدران بزرگوار آن حضرت روا داشتند، او در پس پرده غیبت قرار گرفت تا گوهر گرانبهاى وجودش، بیشتر مورد توجّه قرار گیرد و هنگام ظهور با پذیرش و استقبال کامل مردم رو به شود.
۵- تطابق و همسانى با پیامبران خداوند:خداوند بنابر مصالحى، انبیاى گذشته را براى مدّتى از بین مردم مخفى مى کرد ؛ پس خواسته که این موضوع را درباره ایشان هم پیاده کند تا آن حضرت، آخرین غیبت را انجام دهد و این سنّت الهى به طور کامل و تمام، به منصّه ظهور برسد.
حنان بن سدیر به نقل از پدرش از امام صادق علیه السلام نقل مى کند : «قائم ما غیبتى دارد که طولانى مى شود» عرض کردم : «اى فرزند رسول خدا ؛ علّت آن چیست؟ فرمود : «انّ الله عزوجل أبى الّا ان یجرى منه سنن الانبیاء فى غیباتهم و انّه لابدّ له... من استیفاء مدد غیباتهم : قال الله عز و جل : لتَرَکبُّنَّ طَبقاً عن طبق اَى سنّنا على سنن من کان قبلکم»(۸) «خداوند نمى خواهد این امر انجام شود ؛ مگر اینکه تمام سنت هایى را که پیامبران در غیبت هایشان داشته اند، در این غیبت قرار دهد... بنابراین باید تمام مدّت، مجموع غیبت هاى پیامبران، در این غیبت وجود داشته باشد. خداوند مى فرماید : «لترکبُنّ طبقاً عن طبق» ؛ مقصود این است که سنت هاى گذشتگان، در مورد شما جارى خواهد شد».
۶- بیعت نکردن با حاکمان: یکى از عواملى که در روایات بسیار به آن اشاره شده، عدم بیعت امام مهدى(عج) با خلفاى جور و طاغوت ها است، آن حضرت به جهت اینکه مثل پدرانش مجبور به بیعت با آنان نشود،به فرمان خدا از چشم مردم مخفى شد. «بیعت، نوعى عقد و قرارداد دو سویه بین حاکم و فرمانبرداران است که از یک سو خلیفه را متعهد به اداره جامعه...مى کند و از طرف دیگر بیعت کنندگان متعهد مى شوند ضمن شنیدن و اطاعت از خلیفه، از او حمایت کنند».(۱۰) آن حضرت زمانى که ظهور مى کند، بیعت هیچ کس و هیچ حکومت غاصب و ستمگرى را - حتى به عنوان تقیه - بر گردن ندارد و در حالى قیام می کندکه نسبت به احدى از جباران و حکومت هاى مختلف، تعهدی ندارد و به خاطر تقیه هم حکومت هاى غیر اسلامى را در ظاهر امضا نکرده است. او اکمل مظاهر اسم «العادل»، «السلطان»، «الغالب»، و «الحاکم» است و چنان شخصیت و مقامى از اینکه تحت سلطنت غیر خدا واقع شود یا به حکومتى از حکومت هاى جائر به تقیه رأى داده باشد - بر حسب اخبار - محفوظ و محروس است و چنان که از اخبارزیادی استفاده مى شود، آن حضرت به تقیه عمل نمى کند و حق را آشکار و باطل را از صفحه روزگار بر مى اندازد. پس یکى از حکمت ها و مصالح غیبت این است که آن حضرت، پیش از رسیدن وقت ظهور و مأمور شدن به قیام، ناچار نمى شود، مانند پدران بزرگوارش، از راه تقیه با خلفا و زمامداران و سیاستمداران وقت، بیعت کند و وقت ظهور، هیچ بیعتى در گردن او نیست و هیچ حکومتى را غیر از حکومت خدا و احکام و قوانین قرآن حتى به ظاهر و تقیه هم نپذیرفته است.(۱۱) امام زمان(عج) در این زمینه مرقوم فرموده است : «...و اما علّةُ ما وقَعَ مِنَ الغیبةِ، فانّ الله عزّ و جل یقول : یا ایها الذین آمنوا لا تسئلوا عن اشیاء... انّه لم یکن احَد من آبائى الّا وَضعت فى عنقه بیعته لطاغیة زمانِهِ و انّى اَخرُجُ و لا بیعته لِاَحدِ الطواغیب فى عُنُقى...»(۱۲) ؛ «اما در مورد علت غیبت، خداى متعال مى فرماید : «اى کسانى که ایمان آورده اید، هرگز نپرسید از مسائلى که اگر فاش شود، شما را اندوهگین سازد...» هر یک از پدران من بیعتى از طاغوت هاى زمان به گردن داشت، ولى من به هنگامى ظهور خواهم کرد که بیعت احدى از طاغوت ها، بر گردنم نباشد». امام صادق علیه السلام مى فرماید : «یقومُ القائمُ و لیسَ لِاَحَد فى عُنقِقِه عهدٌ و لا عقد و لا بیعة»(۱۳) ؛ «قائم ما در حالى ظهور مى کند که در گردن او، براى احدى عهد و پیمان و بیعتى نباشد». امام على علیه السلام در این باره فرموده : «هنگامى که قائم ما قیام کند، براى احدى در گردن او بیعت نخواهد بود. از این جهت ولادت او مخفى مى شود و خود از دیده ها پنهان مى باشد».(۱۴)
۷- آماده شدن جهان و افکار: یکى از علت هاى مهم غیبت امام مهدى(عج) و طولانى شدن پنهانى زیستى آن حضرت، آمادگى جامعه بشرى براى رسیدن به مقصد نهایى و الهى خود است. آمادگى جهان عبارت است از : بالا رفتن سطح آگاهى مردم و درک نیاز به پیشوایى عادل و عالم، به وجود آمدن امکانات و زمینه هاى مناسب براى تشکیل یک حکومت جهانى،به ستوه آمدن مردم از ظلم و بیدادگرى و خواست جهانى و مردمى براى گسترش و احیاى عدالت، معنویت و امنیت جهان. تا این زمان (آمادگى جهانى) فرا نرسد، حضرت در غیبت خواهند بود ؛ زیرا وظیفه حضرت، تحقّق فراگیر و گسترده تمامى اهداف و برنامه هاى پیامبران و اولیا است و اقدامات و اصطلاحات او، نیازمند درک بالا و شعور مترقى از سوى مردم است. علاوه بر این باید قدرت، اقتدار و امکانات لازم براى قیام و انقلاب جهانى آن پیشواى الهى فراهم شود. همچنین مردم جهان، باید به قدر کافى، تلخى وضع نابسامان جهان و بى عدالتى ها را درک کنند. آنان باید نارسایى و ضعف قوانین بشرى را براى اجراى عدالت اجتماعى احساس کنند. مردم جهان باید این حقیقت را بیابند که تنها در سایه اصول و پیوندهاى مادى و ضمانت اجرایى موجود و مقرّر ات خود ساخته انسان ها، مشکل جهان حل نمى شود ؛ بلکه مشکلات هر روز، متراکم تر و مثل کلاف سر در گم پیچیده تر مى گردد. مردم جهان باید احساس کنند که بحران هاى کنونى، زاییده نظامات حاکم است و این نظامات، از حل بحران ها، عاجزند. مردم جهان باید درک کنند که براى وصول به این هدف بزرگ، اصول و نظامات تازه لازم است که متکى به ارزش هاى انسانى و ایمان و عواطف بشرى و اخلاق باشد ؛ نه تنها اصول خشک و بى روح و نارساى مادى.آنان باید به این حدّ از رشد اجتماعى برسند که بفهمند پیشرفت تکنولوژى، الزاماً به مفهوم پیشرفت بشریت و تأمین خوشبختى انسان ها به دست، بلکه تکنولوژى پیشرفته، تنها در صورتى ضامن نیک بختى و سعادت است که زیر چتر یک سلسله اصول معنوى و انسانى استقرار یابد. وگرنه بلا آفرین بوده و مایه ویرانگرى است. بالاخره مردم جهان باید تشنه شوند و تا تشنه نشوند، به سراغ چشمه هاى آب نمى روند... (۱۵) مردم نیز باید خود به این حد از آگاهى و آمادگى برسند و زمینه و بستر قیام منجى آسمانى را فراهم سازند. شیخ طوسى نیز گوید : «فلسفه غیبت فقدان قدرت لازم امام است که باید مردم به آن همت گمارند ؛ در واقع تا هنگامى که مردم زمینه اقتدار او را فراهم سازند، غیبت تداوم خواهد یافت، چرا که خداوند خواستار تقویت حضرت مهدى(عج)، به وسیله بشر است نه فرشتگان»(۱۶) البته باید به این امر نیز توجه داشت که یکى از علت هاى غیبت امام مهدى(عج)، این است که او، تشکیل دهنده آخرین حکومت روى زمین است و بعد از حکومت او، قیامت فرا مى رسد. پس باید ایام و سنوات به آخر خود نزدیک شود تا امام ظهور کند. از این جهت غیبت آن حضرت براى رسیدن جهان به آن مرحله حساس و واقعه عظیم است.
۸-نقش شیعیان گاهى بعضى از مشکلاتى که براى امامان معصوم علیهم السلام پیش مى آید، از ناحیه دوستان کم ظرفیت و شیعیان جاهل و بى توجه به مصالح عمومى آن بزرگواران بود. حتى اختلافات و چند گونگى هایى که در میان شیعه به وجود مى آمد - و عموماً ناشى از دنیاطلبى و جهالت آنان بود - لطمات شدیدى به مکتب اهل وارد مى آورد و باعث تضییقات و فشارهایى به امامان معصوم مى شد!! بر این اساس یکى از راه هاى رهایى از این خطر، پنهان زیستى حضرت ولى عصر(عج) بوده است.
در پایان تأکید مى شود که : ۱. غیبت سرّى از اسرار الهى است که حکمت واقعى آن بعد از ظهور آن حضرت، هویدا خواهد شد. ۲. خداوند در جریان زندگى پیامبران و اولیا سنت ها و قوانینى را حاکم کرده است، این سنت در مورد حضرت مهدى «عمر طولانى» و پنهان زیستى» (تعمیر و غیبت) است. سیر غیبت او، سنتى از سنت هاى الهى و داراى هدف، علت و حکمت خاصى خود است. ۳. هر یک از اسرار و علت هاى بیان شده در این نوشتار، به بعدى از غیبت امام زمان(عج) پرداخته اند و هیچ منافات و تضادى با هم ندارند. در واقع این علل و فلسفه ها، به حقایقى و تلخ و شیرین از زندگى حضرت مهدى(عج) اشاره کرده و نشانگر مقام والاى امام زمان و خواست و اراده ویژه الهى، در محافظت و مراقبت از جان آن حضرت اند.

۱) اثبات الهداة، ج ۳، ص ۴۸۸، ج ۲۱۷
۲) اثبات الهداة، ج ۳، ص ۴۷۲، ح ۱۵۰.
۳) بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۱۳.
۴) امامت و مهدویت، ج ۲، ص ۳۵۱ و ۳۵۲.
۵) امامت و مهدویت، ج ۲، ص ۳۵۱ و ۳۵۲.
۶) بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۲۴۴.
۷) نهج البلاغه، حکمت ۱۴۷.
۸) بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۱۴۲ ؛ اثبات الهداة، ج ۳، ص ۴۸۶، ح ۲۱۲.
۹) کشف المراد، ص ۲۸۵.
۱۰) نظام سیاسى و دولت در اسلام، ص ۸۹.
۱۱) امامت و مهدویت، ج ۲، ص ۳۵۰.
۱۲) یوم الخلاص، ج ۱، ص ۲۰۱؛ بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۹۲.
۱۳) الغیبة نعمانى، ص ۸۹ و ۱۰۰ ؛ اصول کافى، ج ۱، ص ۳۴۲.
۱۴) بشارة الاسلام، ص ۵۲ ؛ اعلام الورى، ص ۴۰۰؛ منتخب الاثر، ص ۲۵۱.
۱۵) مکارم شیرازى، حکومت جانى مهدى(عج)، ص ۲۴۳.
۱۶) تلخیص الشافى، ج ۱و۲، ص ۹۵ (نشر عزیزى)
۱ غیرخصوصی گروه :کلام و دین پژوهی

- لینک کوتاه

» پرسمان
تاریخ انتشار:16 فروردین 1398, 23:12

نظر شما...
کد امنيتی: *
عکس خوانده نمی شود
ورود به نسخه موبایل سایت عهد