آمارگیر وبلاگ

فکر گناه

با سلام
مدتی است که دچار فکر و خیالات شهوت برانگیز شده ام اما به لطف خدا دست به گناهانی همچون خودارضایی و... نزده ام.آیا کسی که دچار این افکار شده است به گناه افتاده و ازدواج بر او واجب می شود ؟

 

 

فکر گناه تا به مرحله عمل نرسیده، اگر چه ممکن است زمینه گناه را فراهم آورد و از این نظر باید به شدت از آن احتراز شود، ولی در عین حال خود آن گناه نیست؛ برخلاف نیت و فکر کار نیک که اگر به وسیله مانعی به مرحله عمل هم نرسد، در نزد خدا به منزله همان عمل خوب شمرده می شود.یکی از وظایف مهم فرد مسلمان و هرکسی که به دنبال حیات معقو ل است، عفت در فکر و اندیشه، می باشد؛ و عفت در فکر، از ثمرات شرم و حیاء، و حیا از نتایج ایمان و از پایه های اصلی دین است. در صورتی که به گناه می افتید برای شما واجب است که ازدواج کنید. 
عفت چیست:
دور داشت فکر از عرصه های ناهنجار و آلوده را (عفت در اندیشه ) گویند.حضرت علی (علیه السلام) «من کثر فکره فی المعاصی دعته الیها»؛ کسی که بسیار درباره گناهان بیندیشد ، بزهکاری او را به خویش فرا می خواند (غررالحکم، ج ۵، ص ۳۲۱)آنکه به گناه می اندیشد در واقع همچون کسی است که بر لبه پرتگاه «ارتکاب گناه» قدم می زند، چنین کسی از سقوط ایمن نیست.دوست خوبم!اندیشیدن در گناه، اگر چه آتش شعله ور نیست تا خرمن وجود آدمی را بسوزاند، ولی دود و دمی دارد که درون و برون او را سیاه و کدر می سازد.از دیدگاه شرع مقدس، فکر گناه، تا به عمل حرامی منجر نشود، حرام نیست؛ در عین حال نباید این مطلب از نظر دور داشته شود که شیطان از همین انحرافات کوچک _ در اندیشه _ بهره جویی سوء می کند و انسان را به تباهی ها می کشاند. یکی از اصول مهم اخلاقی و روانی این است که اگر آدمی نیت خوب و عفیف داشته باشد، اعمال خوب نیز خواهد داشت و اگر به نیت آلوده گرفتار گردد، به بیرون از آن، رفتارش نیز فاسد و تباه خواهد شد.اگر می خواهید خوب باشید، خوب بیندیشید اگر می خواهید سخن زشتی بر زبانتان جاری نشود، در ذهنتان را بر زشتی ها و ناشایست ها ببندید و اگر می خواهید درستکار باشد، درست بیندیشید. جان کلام این که آدمی آن گونه زندگی می کند که می اندیشد. گفتار و رفتار انسان، خوب یا بد، میوه های شیرین و تلخ باغ اندیشه او هستند؛ پس اگر کسی طالب میوه های شاداب و پر آب و زیبا است لازم است اندیشه خود را اصلاح کند. مولوی چه نیکو فرموده است: P}ای برادر! تو همه اندیشه ای {E} مابقی، خود، استخوان و ریشه ای{PP}گر بود اندیشه ات گل، گلشنی{E} ور بود خاری، تو هیمه گلخنی{P«درمان فکر گناه»:کسى که مى‏خواهد زمام افکار خویش را به کف گیرد، باید با تمام توان به خودسازى روى آورد و با جدیت این راه را دنبال کند تا تدریجاً به هدف نزدیک گردد. بخشى از راه‏هاى کنترل فکر عبارت است از: ۱. راه دل و عشق: ذهن و فکر انسان همواره متوجه چیزى است که به آن عشق مى‏ورزد؛ چنان که عاشق، آنى از فکر معشوقش بیرون نمى‏رود. این که مثلاً ما همیشه در نمازهاى خود به یاد دیگر مسائل مى‏افتیم، به جهت تعلق نفس به آن‏ها و عدم آشنایى با محبوب حقیقى است؛ ولى عاشق دلباخته ی ذات جمیل على الاطلاق، در همه حال به یاد خدا است؛ چنان که گویا همیشه در نماز است. پس باید دل را از تعلق به کثرت پالایید و منزلگه عشق ربوبى ساخت، تا اندیشه نیز بدان سوى توجه یابد. ۲. ضبط قوه خیال: پرنده لجام گسیخته خیال هر دم بر سرشاخسارى مى‏نشیند. از این رو، افکار انسان خود ناساخته قرار و آرام ندارد. اگر آدمى با دقت در کنترل خیال بکوشد؛ یعنى همواره از آن مراقبت کند و هر گاه به این سوى و آن سوى گریخت، بلافاصله آن را به امور شریف متوجه گرداند، کم کم رام و مطیع مى‏گردد. ۳. انس دادن ذهن: با داشتن برنامه منظم و پیوسته مى‏توان ذهن را به سمتى خاص جهت داد. داشتن برنامه‏هاى منظم همه روزه دعا و قرآن، مطالعه کتاب هایى پیرامون اخلاق، معاد، خداشناسى، عواقب گناه و حداقل روزى یک ساعت شرکت منظم و پیوسته در مجالس دینى ‏در این مسیر سودمند است. ۴- کنترل حواس: گرچه ذهن انسان این توانایی را دارد که حتی بدون استفاده از حواس ظاهری افکاری را تولید کند، ولی عمده آن چیزهایی که انسان در مورد آن فکر می کنیم اعم از چیزهای خوب یا بد، داده های حواس ظاهری اوست؛ لذا باید مجاری ورودی ذهن را که همان حواس ظاهری است کنترل کرد؛ یعنی چشم، گوش، زبان و لامسه و... قرآن در این زمینه می فرماید: «ولا تقف ما لیس لک به علم ان السمع والبصر والفؤاد کل اولئک کان عنه مسؤولا؛ و هرگز بر آنچه علم و اطمینان نداری دنبال مکن که (در پیشگاه حکم خدا) چشم و گوش و دل ها همه مسؤولند» (اسراء، آیه ۳۶). بنابراین یکی از مهمترین راه های کنترل فکر، کنترل حواس ظاهری است. اگر کسی به چشم چرانی مبتلا شد، یکی از آثار آن این است که باعث به وجود آمدن افکار و خیالات شهوانی می شود و زمینه گناه را فراهم می آورد.۵. ریشه فکر گناه در نیازهای غریزی انسان است. برای اینکه بتوانید واقعا از دست این فکرها خلاص شوید لازم است ازدواج کنید. هیچ درمانی مانند ازدواج شما را از این افکار خلاص نمی کند.اما از جهت تغییر حالت به طور کاربردی باید نخست زمینه های ورود این گونه افکار را کم کرد؛ به طور مثال اگر هنگام خواب این گونه افکار هجوم می آورد، وقتی به بستر خواب برویم که خسته باشیم و معده ما سنگین نباشد. البته با وضو بودن و تلاوت «سه قل هو الله و تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیها)» نیز بسیار مؤثر است.اگر با دیدن برخی صحنه ها و یا با گفتگو با برخی افراد، این گونه افکار هجوم می آورد، نگاه ها و رفت و آمدهای خود را کنترل کنیم و بعد از خطور این نوع افکار، توجه خودمان را به برنامه ریزی زندگی با مسائل درسی و یا یاد امامان و بزرگان معطوف کنیم. رفته رفته این گونه افکار از ما دور می شوند.پرسشگر گرامی!- افکار گناه آلودی که درباره ی افراد داشته ای را به آن ها بازگو نکنید؛ اینکار نه تنها مشکلی از شما برطرف نمی کند، بلکه تبعات منفی را به دنبال خواهد داشت.- همه ی ما اگر نفس خود را رها کنیم و در پی تزکیه ی آن نباشیم، دچار خطورات فکری زشت وناپسند می شویم و بدنبال آن، به گناهان متعدد گرفتار خواهیم شد؛ لذا باید در لحظه لحظه ی عمر خویش، در صدد رشد و تعالی خود باشیم و نفس خود را از گناه و فکر گناه، باز داریم و در این را از حضرت حق تعالی مدد گیریم و به اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) متوسل شویم.سالم و سعادتمند باشید.برای آگاهی بیشتر ر.ک :۱- فلسفه اخلاق، شهید مطهرى۲- فلسفه اخلاق، استاد مصباح یزدی۳- مراحل اخلاق در قرآن , آیت الله جوادی آملی۴- تعلیم و تربیت در اسلام، صص۴۰۴، ۴۰۵، ۴۰۶ و ۴۱۹.

 

 

 


شبکه های اجتماعی ما:

   ایتا  سروش                                                        

- لینک کوتاه

» porseman.com
تاریخ انتشار:8 مهر 1397, 16:44

نظر شما...
کد امنيتی: *
عکس خوانده نمی شود
ورود به نسخه موبایل سایت عهد